نشانه های اختلال شخصیتی خودشیفته – بخش اول

عواملی که به ما نشان می‌دهد در یک رابطه با فرد خودشیفته طرف هستیم

زمانی که صحبت از اختلال شخصیتی خودشیفته می‌کنیم، اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد

فردی است که دائماً به بقیه زور می‌گوید و برای نظر و عقاید دیگران ارزشی قائل نیست.

هرچند که بر اساس تقسیم‌بندی DSM-5 این ویژگی‌ها هم می‌تواند در مورد فرد خودشیفته وجود داشته باشد،

اما آن‌ها همه داستان نیستند. متأسفانه زمانی که به سراغ مفاهیم مربوط به خودشیفتگی می‌رویم،

اغلب پیچیدگی‌های زیادی مطرح می‌شود که ما را از اصل قضیه و شناخت درست اختلال بازمی‌دارد.

ما باید بدانیم که برای تشخیص خودشیفتگی آزمایش خون یا MRI وجود ندارد

و نمی‌توان با قاطعیت الگوی نارسیس را تشخصی داد.

درمانگران باید با مشاهده دقیق رفتار، عقاید و واکنش‌های یک فرد بفهمند

که آیا او ویژگی‌های خودشیفتگی را نشان می‌دهد یا نه.

چیزی که تشخیص را ساده می‌کند این است که ما به خوبی میدانیم که یک فرد خودشیفته به چه صورتی است.

ما در این مقاله تلاش کردیم با بیانی ساده و صریح ویژگی‌های اختلال شخصیتی خودشیفته را بیان کنیم.

البته منظور از نشانه‌ها در واقع رفتار و مشکلات این اختلال است.

به یاد داشته باشید که برای تشخیص خودشیفتگی

لازم نیست تمان این علائم وجود داشته باشد

بلکه وجود بیش از نیمی از این علائم می‌تواند بیانگر وجود اختلال باشد.

همان طور که قبلاً گفتم این لیست را با زبانی ساده و قابل فهم نوشته‌ایم

تا خواننده بتواند بیش‌ترین استفاده را از آن داشته باشد.

لطفاً حتماً فراموش نکنید که این اطلاعات و دانش

صرفاً جهت آشنایی بیشتر شما با این اختلال و البته محیط اطرافتان است.

اگر فردی را دیدید که این علائم در او وجود دارد بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید،

ارجاع او به متخصص روان درمانی است و خود شما نباید دست به اقدامی بزنید.

برتری و استحقاق

دنیایی که یک نارسیس در آن زندگی می‌کند، همه چیز انگار در دو سوی محور قرار دارد.

مثلاً همه چیز یا باید خوب باشد یا بد، یا درست است و یا غلط و در نهایت یا فرد بالاتر است یا پست‌تر.

از نظر فرد نارسیس نوعی سلسله مراتب در زندگی وجود دارد که او باید همیشه در بالاترین رتبه قرار داشته باشد،

زیرا آنجا تنها جایی است که او احساس امنیت دارد.

آن‌ها باید بهترین باشند؛ درست‌ترین، لایق‌ترین، همه چیز با نظر آن‌ها انجام شود،

و بتوانند همه چیز و همه کس را کنترل کنند. جالب است

بدانید که آن‌ها می‌توانند احساس برتری را به شیوه‌ای مختلفی به دست بیاورند،

مثلاً با؛ اشتباه‌ترین، غلط‌ترین، بیمارترین، ناراحت‌ترین،

یا آسیب‌دیده‌ترین فردی که وجود دارد.

بنابراین آن‌ها این حق را به خود می‌دهند که باید در کانون توجه دیگران باشند و از آن‌ها نگهداری و مراقبت شود و

صد البته با داشتن یک احساس قربانی این حق را به خود می‌دهند

که برای جبران رنجی که دیده‌اند، به دیگران

آسیب بزنند و یا انتقام بگیرند. اختلال شخصیتی خودشیفته در صورت آسیب دیدن همیشه این حق

را برای خود قائل است که می‌تواند به دیگران آسیب بزند.

نیاز اغراق شده‌ای برای دریافت توجه و تأیید

اختلال شخصیتی خودشیفته نیازمند توجه دائمی است، حتی ممکن است برای دریافت آن

در خانه دنبال شما راه بیفتد و مثلاً ازتان بخواهد فلان چیز را برایش پیدا کنید یا دائماً چیزی بگوید

که تمرکز شما را متوجه خود کند و اجازه ندهد کار خودتان را انجام دهید.

متأسفانه مشکلی که نارسیس با آن مواجه است این است که تأیید زمانی اهمیت پیدا می‌کند که

فقط از جانب دیگران باشد، هرچند که این تأیید واقعاً چیز خاصی نباشد.

خاطرم هست یکی از دوستانم به مثال جالبی اشاره کرد،

او می‌گفت تأیید گرفتن برای فرد نارسیس مانند داشتن یک قیف است،

از یک طرف هرچقدر تأیید، توجه و حمایت برای آن‌ها ارسال کنید،

آن‌ها به صورت قطره فطره توجهات شما را دریافت می‌کنند

که همین موضوع سبب می‌شود هیچ‌وقت برایشان کافی نباشد.

مهم‌ترین دلیل این مشکل این است که آن‌ها در عمق وجود خود

حرفه‌های شما را باور ندارند و نمی‌توانند بپذیرند که

ممکن است فردی دوستشان داشته باشد. برخلاف ظاهر قدرتمند

و باصلابتشان، افراد خودشیفته در درون خود بسیار از احساس

ناامنی و ترس رنج می‌برند، البته باید شرم را هم به این دو احساس اضافه کنیم.

اختلال شخصیتی خودشیفته اغلب در تلاش هستند

تا دیگران را مجبور کنند به ستایش آن‌ها بپردازند تا بتوانند ساختار ایگو شکننده خود را التیام ببخشند.

آن‌ها به سختی می‌توانند تأیید و توجهات دیگران را پاسخ بدهند و جبران کنند اما دائماً انتظار بیشتر دارند.

 

کمال گرایی

اختلال شخصیتی خودشیفته نیازی شدیدی دارد که همه چیز در اطراف او کامل باشد.

آن‌ها معتقد هستند که باید خودشان هم کامل باشند و به هیچ عنوان نمی‌توانند نقصی را بپذیرند.

از نظر یک فرد خودشیفته، هر رویدادی باید آن طور اتفاق بیفتد که انتظار می‌رود.

طبیعی است که این دیدگاه و انتظار معمولاً در زندگی اتفاق نمی‌افتد و سبب می‌شود که فرد خودشیفته

دچار یک نارضایتی شدید و ناراحتی شود. تقاضای کامل بود و کمال گرایی سبب می‌شود فرد اغلب

مشغول غر زدن و انتقاد از دیگران باشد. اختلال شخصیتی خودشیفته،

ارتباط بسیار قدرتمندی با کمال گرایی دارد.

نشانه های اختلال شخصیتی خودشیفته – بخش دوم

نشانه های اختلال شخصیتی خودشیفته – بخش سوم

 

 

 

 

 

 

 

Leave a Reply