10 نکته در مورد اختلال دوقطبی

در این مقاله می‌خواهیم به بیانی ساده در مورد ویژگی‌های اختلال دوقطبی صحبت کنیم. ما میدانیم که این اختلال

یک بیماری روانی به شمار می‌رود که حتماً برای درمان آن باید به متخصص سلامت روان مراجعه کرد. در هنگامی که

شدت بیماری زیاد است حتماً فرد باید به روان‌پزشک مراجعه کند و در صورت مخالفت، اطرافیان او باید با مراکز خدمات

درمانی تماس بگیرند. نکته مهم دیگر این است که نشانگان اختلال دوقطبی هم پوشانی زیادی با اختلالات دیگر نظیر افسردگی

اختلال خلق فصلی و اختلال شخصیتی مرزی دارد و بهتر است شما برای تشخیص دقیق در صورت مشاهده این نشانگان، به

متخصص مراجعه کنید.

 

اختلال دوقطبی نوعی اختلال خلق به شمار می‌رود

اختلال دوقطبی یک بیماری روانی به شمار می‌رود که ممکن است تا پایان عمر ادامه داشته باشد. مهم‌ترین ویژگی این اختلال

تغییرات خلقی از افسردگی شدید تا دوره شیدایی است.

 

افسردگی چیزی بیش از احساس اندوه است

خلق افسرده فقط شامل اندوه نمی‌شود. خستگی، فقدان کارکرد لازم در مورد تکالیف روزمره، کاهش یا افزایش اشتها شدید،

بی‌خوابی یا زیاد خوابیدن و از دست دادن میل برای تفریح، همگی می‌توانند بخشی از نشانگان افسردگی باشند. در این حالت

افراد دچار احساس ناامیدی و درماندگی شدیدی نیز می‌شوند. بنابراین حتماً باید افسردگی را از تجربه اندوه عمیق جدا کنیم.

شیدایی یا شیدایی خفیف چیزی بیش از احساس شادی است

حالت شیدایی یا مانیا (Mania) به عنوان خلق بالا ارزیابی می‌شود. در این حالت فرد نشانگانی مانند افکار سریع،

تند تند حرف زدن، هدف گذاری‌های بزرگ، انرژی بسیار زیاد، افزایش فعالیت، کاهش زمان خواب، انجام رفتارهای پر ریسک و

البته مشاهده نشانگان روان پرشی در برخی افراد، را از خود نشان می‌دهند.

 

اختلال دوقطبی آن چنان که فکر می‌کنید کم نیست

انجمن روان‌پزشکان آمریکا به ما می‌گوید که از هر 100 آمریکایی، یک نفر با این اختلال مبتلا است. رنج وجود اختلال در کشور

ما دقیقاً مشخص نیست اما گزارش‌های رسیده از میزان بالای اختلال حکایت دارند.

 

چهار نوع اختلال دوقطبی وجود دارد

این اختلال بسیار پیچیده است و تا به حال چهار نوع مختلف در آن دیده شده است.

نوع اول شامل تغییر حال افسرده به حالت شیدایی است. نوع دوم شامل تغییرات خلقی از

افسردگی شدید به شیدایی خفیف می‌شود. اختلال خلق ادواری نوع سوم اختلال دوقطبی است

که شامل ویژگی‌های نوع اول و دوم می‌شود اما با شدت کمتر. و در نهایت نوع چهارم نوعی است

که می‌توانیم نشانگان اختلال را ببینیم اما با هیچ یک از انواع گذشته ارتباط ندارد.

 

اپیزودهای مخلوط ممکن است

گاهی اوقات ممکن است حالت افسرده و شیدای با هم اتفاق بیفتد. این حالت سبب ایجاد

پریشانی شدید در بیمار می‌شود. تقریباً تمام کسانی که دچار این اختلال هستند حداقل یک بار این مشکل

برایشان ایجاد می‌شود. مثلاً ممکن است شما همزمان احساس کنید که بسیار با انرژی هستید

اما اضطراب بالایی را تجربه کنید.

 

تشخیص آن به زمان زیادی نیاز دارد

شاید عجیب به نظر برسد اما گاهی اوقات 10 سال یا بیشتر طول می‌کشد که افراد

متوجه شوند دارای این مشکل هستند. این تغییرات خلقی شدید از زمانی به بعد

می‌تواند به عنوان عادت فرد در نظر گرفته شود و او تمایلی برای تغییر آن نشان نمی‌دهد.

البته هر زمان که آگاهی رخ دهد و فرد به سراغ متخصص سلامت روان برود تازه در

موقع هم تشخیص آن به سختی اتفاق می‌افتد زیرا همان طور که یادآور شدیم نشانگان این

بیماری با اختلالات دیگر همپوشانی زیادی دارد.

 

ضرب آهنگ تغییرات خلقی ممکن است سریع‌تر شود

گاهی اوقات شاهد این هستیم که تغییرات شدید خلقی در بیماران دوقطبی، سرعت می‌گیرید.

با توجه به ویژگی‌های شخصیتی فرد حتی ممکن است این تغییرات به صورت ساعتی اتفاق بیفتد.

تحقیقات در مورد این موضوع ادامه دارد و هنوز متخصصین به پاسخ مناسبی برای آن نرسیده‌اند.

 

اختلال دوقطبی غالباً اشتباه تشخیص داده می‌شود

همان طور که قبلاً اشاره کردیم، شباهت‌های نشانگان این اختلال همواره می‌تواند متخصصین را

به اشتباه بیندازد. یکی از شایع‌ترین این اشتباهات، تشخصی اختلال شخصیتی مرزی است.

BPD شباهت بسیار زیادی با اختلال دوقطبی دارد اما مهم‌ترین تفاوت آن در بازهای زمانی

تغییرات خلقی است. همچنین ممکن است متخصصان دوقطبی را با افسردگی اساسی اشتباه

تشخیص دهند، یعنی بخش شیدایی اختلال نادیده گرفته شود.

دلیل ایجاد اختلال دوقطبی ناشناخته است

و در نهایت می‌رسیم به این واقعیت تلخ که محققان هنوز نتوانسته‌اند دلیل ایجاد اختلال دوقطبی

را به روشنی کشف کنند. البته همیشه حدس‌هایی وجود دارد. عواملی مانند ژنتیک، مسائل محیطی،

خانواده، عوامل فرهنگی و شرایط اجتماعی می‌تواند در ایجاد یا تشدید اختلال موثر باشد.

شنای درمورد سوگواری و از دست دادن به ما چه می‌گوید؟

چگونه می‌توانیم به فردی که از اختلال شخصیتی مرزی رنج می‌برد،کمک کنیم؟/ بخش دوم

روان ‌درمانی متمرکز بر هیجان چیست؟

Leave a Reply