یازده نشانه اختلال شخصیتی مرزی بخش دوم

در ادامه مقاله گذشته و سری مقالات اختلالات شخصیتی، به بررسی ادامه

نشانگان اختلال شخصیتی مرزی می‌پردازیم.

این اختلال یکی از شایع‌ترین اختلال شخصیتی به شمار می‌رود

که به دلیل ناآگاهی با ویژگی و نشانگان آن، اغلب افراد را دچار سردرگمی‌های زیادی می‌کند.

باید توجه داشت که اختلالات روانی دارای ویژگی‌هایی هستند

که گاهی شباهت‌های زیادی با اختلالات دیگر دارند. ما باید دقت کنیم که در تشخیص دچار اشتباه نشویم.

ترس دائمی از رهاشدگی

می‌رسیم به یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های اختلال شخصیتی مرزی یعنی ترس شدید و دائمی از رهاشدگی.

همان طور که در مقاله گذشته اشاره کردیم، ناامنی یکی از مهم‌ترین مشکلات افراد مرزی است.

این ناامنی سبب می‌شود که آن‌ها در ترس دائمی را به خاطر طرد شدن، رها شدن و تنها ماندن، تجربه کنند.

در موارد حاد دیدهایم که این ترس منجر به فردهای آسیب‌رسانی نظیر خودکشی می‌شود.

آن‌ها هر کاری انجام می‌دهند که در موقعیت رهاشدگی قرار نگیرند.

افسردگی

معمولاً اختلال شخصیتی مرزی به صورت اشتباه افسردگی اساسی تشخصی داده می‌شود.

اگرچه ما انتظار داریم که بیمار مرزی به دلیل تجربیات بسیار شدید و ناکامی‌های زیاد دچار افسردگی شود

اما متخصصین باید بدانند که افسردگی نشانه‌ای از اختلال شخصیتی است

که با درمان اختلال، افسردگی نیز به پایان می‌رسد.

تغییرات خلقی مکرر

تغییرات خلقی یا دمدمی مزاج بودن یکی دیگر از نشانه‌های اختلال شخصیتی مرزی است

که با اختلال دوقطبی اشتباه گرفته می‌شود.

اما تغییرات خلقی اختلال مرزی مانند دوقطبی منظم نیست

و معمولاً با دورهای شیدایی همراه نمی‌شود.

در عوض این تغییرات در واکنش به یک رویداد بیرونی اتفاق می‌افتد.

مثلاً اگر همکلاسی شما به دلیل اینکه حواسش جای دیگری است

پاسخ سلام شما را دیر بدهد، ممکن است به سرعت خلق شما تغییر کند.

بنابراین حساسیت زیاد این افراد به رویدادهای بیرونی می‌تواند موجب بروز تغییرات خلقی شدید شود.

خشم غیرقابل‌کنترل

خشمی که در افراد مرزی می‌بینیم با خشمی که دیگران تجربه می‌کنند متفاوت است.

آن‌ها مدلی از تجربه خشم را دارند که اصطلاحاً در روانکاوی به آن غیظ یا Rage گفته می‌شود.

ما عادت داریم به کمک مکانیزم های روانی خود خشم را کنترل کنیم

که تبدیل به رفتار پرخاشگرانه نشود. به عنوان مثال اگر کسی جواب سلام شما را ندهد

شما به او حمله نمی‌کنید یا سر او داد نمی‌زنید بلکه اشتباه او را یادآوری می‌کنید تا دیگر تکرار نشود.

متأسفانه ساختاری روانی فرد مرزی این‌گونه عمل نمی‌کند

و تکانه خشم به سرعت به رفتار پرخاشگرانه تبدیل می‌شود.

آن‌ها به دلیل اینکه مشکلات خود را دائماً فرافکنی می‌کنند،

افراد و دنیای اطراف را به صورتی تهدید کنند درک می‌کنند.

بنابراین پاسخ‌های او نیز به محرک‌های محیطی همواره با خشم شدیدی همراه است.

ناتوانی در کنترل رفتار

رفتار افراد مرزی تکانشی است:  آن‌ها مبلغ بسیار زیادی را برای خرید تلویزیون هزینه کنند

که واقعا نیازی به آن ندارند که ممکن است مشکلات مالی برایشان به همراه داشته باشد.

یا ممکن است با سرعت بسیار بالا رانندگی کنند و خود را در شرایط خطر قرار دهند.

ذهن آن‌ها مانند ماشین بسیار سریعی است که ترمز ندارد.

آرام‌آرام این رفتارهای پر خطر تبدیل به کارهای شدیدتری مانند بریدن دست می‌شود.

این رفتارها  به آن‌ها کمک می‌کند تا خود را از شر هیجانات شدید خلاص کنند و آرام شوند.

افکار خودکشی

در نهایت می‌رسیم به افکار خودکشی که نشانه دیگری از اختلال شخصیتی مرزی است.

هرچند که نرخ خودکشی در مبتلایان به این اختلال بسیار بالا است،

اما خوشبختانه نرخ خودکشی موفق در میان افراد مرزی کم است.

اما یادمان باشد، تحت هیچ شرایط نباید ریسک خودکشی نادیده گرفت شود.

اگر بیمار مرزی نشانه‌ای آمادگی برای خودکشی را نشان دهد

باید بسیار آن را جدی بگیریم و با مراکز درمانی را در جریان بزاریم.

چگونه می‌توانیم کمک بگیریم

بر خلاف بسیاری از اختلالات روانی، از دارو برای درمان اختلال شخصیتی مرزی استفاده نمی‌شود.

البته برای کنترل برخی از نشانگان اختلال مانند اضطراب شدید و افسردگی می‌توان دارو تجویز کرد

اما درمان کلی اختلال نیازمند روان‌درمانی است.

روان‌درمانی مبتنی بر ذهن سازی (Metallization-Based Therapy)، رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، و روانکاوی،

رویکردهای درمانی است که در طول سال‌های گذشته تأثیرات مثبتی بر درمان اختلال شخصیتی مرزی داشته‌اند.

ما نباید فراموش کنیم که تمام اختلالات روانی نیازمند درمان هستند و هیچ اختلالی نیست

که به خودی خود درمان شود.

نادیده گرفتن این موضوع سبب می‌شود که رنج بیمار افزایش‌یافته و ناامیدی وجود او را در بر بگیرد.

همان طور که در طول این مقالات و مطالب گذشته اشاره کرده‌ایم،

درمان اختلال شخصیتی مرزی کاری سخت و پیچیده است

اما نشدنی نیست و موارد متعددی را سراغ داریم

که افراد توانسته‌اند از کابوس این اختلال خارج شوند.

اگر از اطرافیان شما فردی هست که از این مشکل جدی رنج می‌برد،

شما باید تلاش کنید تا او را به متخصص سلامت روان ارجاع دهید.

همچنین باید تلاش کنید تا دنیای او را درک کنید و به او نزدیک‌تر شوید.

اختلال شخصیتی اسکیزویید چیست؟

یازده نشانه اختلال شخصیتی مرزی – بخش دوم

Leave a Reply